panieren

Aussprache: /paˈniːʁən/
Wortzerlegung: pa·nie·ren
فعل

سوخاری کردن (در آرد سوخاری و تخم‌مرغ غلطاندن)

Beispiele

  • Das Wiener Schnitzel wird ''paniert'' gegessen.اشنیتسلس وین به صورت سوخاری‌شده میل می‌شود.

Bedeutungen

1 Akkusativ

پوشاندن غذا با آرد سوخاری قبل از سرخ کردن

  • Man muss das Schnitzel vor dem Braten panieren.باید شنیتسل را قبل از سرخ کردن سوخاری کرد.
  • Sie hat den Fisch paniert und dann in Öl gebraten.او ماهی را سوخاری کرد و سپس در روغن سرخ کرد.