pappsüß

Aussprache: /ˈpapˌzyːs/
Worttrennung: papp·süß
صفت

بسیار شیرین، شیرینِ دل‌زننده

Bedeutungen

1

بسیار شیرین، گاهی اوقات به حدی که دل‌زننده یا بیش از حد مطلوب باشد.

  • Der Kuchen war pappsüß, ich konnte nur ein kleines Stück essen.کیک خیلی شیرین بود، من فقط توانستم یک تکه کوچک بخورم.
  • Diese Schokolade ist mir pappsüß.این شکلات برای من خیلی شیرین است.
  • Das Kind hat eine pappsüße Stimme.آن بچه صدای بسیار شیرینی دارد.