paramilitärisch

Aussprache: /ˌpaʁamiliˈtɛːrɪʃ/
Worttrennung: pa·ra·mi·li·tä·risch
صفت

شبه‌نظامی، شبه‌ارتشی

Bedeutungen

1

سازمان‌یافته و عمل‌کننده شبیه نیروهای نظامی، اما بخشی از ارتش رسمی نیست؛ اغلب به گروه‌های مسلح غیردولتی اشاره دارد.

  • Die Regierung ging gegen paramilitärische Gruppen vor.دولت علیه گروه‌های شبه‌نظامی اقدام کرد.
  • Es gab Berichte über paramilitärische Aktivitäten in der Region.گزارش‌هایی مبنی بر فعالیت‌های شبه‌نظامی در منطقه وجود داشت.
  • Die Ausbildung war streng und ähnelte der von paramilitärischen Einheiten.آموزش سختگیرانه بود و شبیه واحدهای شبه‌نظامی بود.