paramilitärisch
شبهنظامی، شبهارتشی
Bedeutungen
1
سازمانیافته و عملکننده شبیه نیروهای نظامی، اما بخشی از ارتش رسمی نیست؛ اغلب به گروههای مسلح غیردولتی اشاره دارد.
- Die Regierung ging gegen paramilitärische Gruppen vor.دولت علیه گروههای شبهنظامی اقدام کرد.
- Es gab Berichte über paramilitärische Aktivitäten in der Region.گزارشهایی مبنی بر فعالیتهای شبهنظامی در منطقه وجود داشت.
- Die Ausbildung war streng und ähnelte der von paramilitärischen Einheiten.آموزش سختگیرانه بود و شبیه واحدهای شبهنظامی بود.