parasitär
انگلی، پارازیتی
Bedeutungen
1
مربوط به یا شبیه به انگل؛ موجودی که از موجود زنده دیگر تغذیه میکند و به آن آسیب میرساند.
- Der Zeckenbiss kann eine parasitär übertragene Krankheit verursachen.گزش کنه میتواند باعث بیماری انگلی شود.
- Diese Pflanze hat ein parasitäres Wachstum und lebt auf Kosten anderer Pflanzen.این گیاه رشدی انگلی دارد و از گیاهان دیگر تغذیه میکند.
- Die wirtschaftliche Abhängigkeit wirkte fast parasitär auf die Entwicklung des Landes.وابستگی اقتصادی تقریباً به صورت انگلی بر توسعه کشور تأثیر گذاشت.