partieren

Aussprache: /paʁˈtiːʁən/
Wortzerlegung: par·tie·ren
فعل

تقسیم کردن، تکه‌تکه کردن؛ (در موسیقی) تنظیم کردن صداها در فرم پارتیتور

Beispiele

  • … Wir schießen euch zusammen… und alle Räuberhauptleute werden dreimal gepeitscht und dann par … ''partiert'' und ge … gevierteilt …... ما شما را می‌کشیم... و تمام سرکردگان راهزنان سه بار شلاق می‌خورند و سپس تکه‌تکه می‌شوند و چهار تکه می‌شوند...

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را به بخش‌هایی تقسیم کردن، جدا کردن.

  • Der Metzger partierte das Fleisch in kleinere Stücke.قصاب گوشت را به تکه‌های کوچک‌تر تقسیم کرد.
  • Man kann ein großes Grundstück in mehrere Parzellen partieren.می‌توان یک زمین بزرگ را به چندین قطعه تقسیم کرد.
2 Akkusativ

(در بازی‌های ورق) ورق‌ها را بین بازیکنان پخش کردن.

  • Wer partiert die Karten für die nächste Runde?چه کسی ورق‌ها را برای دور بعدی پخش می‌کند؟
  • Er partierte die Karten gerecht unter den Spielern.او ورق‌ها را به طور عادلانه بین بازیکنان پخش کرد.