partieren
تقسیم کردن، تکهتکه کردن؛ (در موسیقی) تنظیم کردن صداها در فرم پارتیتور
Beispiele
- … Wir schießen euch zusammen… und alle Räuberhauptleute werden dreimal gepeitscht und dann par … ''partiert'' und ge … gevierteilt …... ما شما را میکشیم... و تمام سرکردگان راهزنان سه بار شلاق میخورند و سپس تکهتکه میشوند و چهار تکه میشوند...
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را به بخشهایی تقسیم کردن، جدا کردن.
- Der Metzger partierte das Fleisch in kleinere Stücke.قصاب گوشت را به تکههای کوچکتر تقسیم کرد.
- Man kann ein großes Grundstück in mehrere Parzellen partieren.میتوان یک زمین بزرگ را به چندین قطعه تقسیم کرد.
2
Akkusativ
(در بازیهای ورق) ورقها را بین بازیکنان پخش کردن.
- Wer partiert die Karten für die nächste Runde?چه کسی ورقها را برای دور بعدی پخش میکند؟
- Er partierte die Karten gerecht unter den Spielern.او ورقها را به طور عادلانه بین بازیکنان پخش کرد.