partizipativ
مشارکتی، شرکتجویانه
Bedeutungen
1
تشویق یا اجازه دادن به افراد برای مشارکت در تصمیمگیریها یا فعالیتها.
- Das Unternehmen verfolgt einen partizipativen Führungsstil.این شرکت یک سبک رهبری مشارکتی را دنبال میکند.
- Wir brauchen eine partizipative Lösung, die alle einbezieht.ما به یک راه حل مشارکتی نیاز داریم که همه را در بر بگیرد.
- Die partizipative Planung führte zu besseren Ergebnissen.برنامهریزی مشارکتی منجر به نتایج بهتری شد.