قید
به هیچ وجه، مطلقاً، حتماً
جملات نمونه برای partout:
Er will ''partout'' nicht mitkommen.
او به هیچ وجه نمیخواهد همراه بیاید.
„Nur beim alten Zdulko fiel uns ''partout'' nichts ein, was ihn bewegte und am Leben hielt.“
فقط در مورد زادکوی پیر، اصلاً هیچ چیزی به نظرمان نرسید که او را تکان دهد و زنده نگه دارد.