Konjugierte Form
تقسیم کردند، سهمبندی کردند
معانی و تعاریف paschten:
- جدا کردن یا پاره کردن چیزی به قطعات کوچک و نامنظم، اغلب با خشونت یا بیدقتی.
جملات نمونه برای paschten:
Er paschte das Dokument, weil er die Informationen nicht preisgeben wollte.
او سند را پاره کرد زیرا نمیخواست اطلاعات را فاش کند.
Die Katze paschte das Spielzeug in ihre Einzelteile.
گربه اسباببازی را به قطعاتش پاره کرد.