passen wie die Faust aufs Auge

Aussprache: /ˈpasn̩ viː diː faʊ̯st aʊ̯fs ˈaʊ̯ɡə/
Worttrennung: pas·sen wie ·die Faust aufs ·Au·ge
اصطلاح

اصلاً به هم نیامدن / (به ندرت) خیلی خوب به هم آمدن

Bedeutungen

1

به معنای اصلی و رایج: کاملاً نامتناسب بودن، به هیچ وجه به هم نیامدن، جور نبودن؛ عدم هماهنگی کامل بین دو چیز یا شخص.

  • Dieser Anzug passt zu der Hochzeit wie die Faust aufs Auge.این کت و شلوار کاملاً برای عروسی نامناسب است.
  • Seine laute Musik passt zu der ruhigen Atmosphäre des Lesesaals wie die Faust aufs Auge.موسیقی پر سر و صدای او به هیچ وجه با فضای آرام سالن مطالعه جور در نمی‌آید.
  • Ihre Meinungen zu diesem Thema passen wie die Faust aufs Auge nicht zusammen.نظرات آنها در این مورد اصلاً به هم نمی‌خورد.
2

به معنای کمتر رایج و گاهی طنزآمیز: بسیار خوب و دقیقاً مناسب بودن؛ کاملاً جور بودن.

  • Diese Lösung passt wie die Faust aufs Auge für unser Problem.این راه‌حل دقیقاً برای مشکل ما مناسب است.
  • Er hat die richtige Antwort gefunden, die passt wie die Faust aufs Auge.او پاسخ درستی را پیدا کرد که کاملاً مناسب بود.
  • Das Geschenk passt wie die Faust aufs Auge für seine neue Wohnung.این هدیه کاملاً برای آپارتمان جدیدش مناسب است.