passen wie die Faust aufs Auge
اصلاً به هم نیامدن / (به ندرت) خیلی خوب به هم آمدن
Bedeutungen
1
به معنای اصلی و رایج: کاملاً نامتناسب بودن، به هیچ وجه به هم نیامدن، جور نبودن؛ عدم هماهنگی کامل بین دو چیز یا شخص.
- Dieser Anzug passt zu der Hochzeit wie die Faust aufs Auge.این کت و شلوار کاملاً برای عروسی نامناسب است.
- Seine laute Musik passt zu der ruhigen Atmosphäre des Lesesaals wie die Faust aufs Auge.موسیقی پر سر و صدای او به هیچ وجه با فضای آرام سالن مطالعه جور در نمیآید.
- Ihre Meinungen zu diesem Thema passen wie die Faust aufs Auge nicht zusammen.نظرات آنها در این مورد اصلاً به هم نمیخورد.
2
به معنای کمتر رایج و گاهی طنزآمیز: بسیار خوب و دقیقاً مناسب بودن؛ کاملاً جور بودن.
- Diese Lösung passt wie die Faust aufs Auge für unser Problem.این راهحل دقیقاً برای مشکل ما مناسب است.
- Er hat die richtige Antwort gefunden, die passt wie die Faust aufs Auge.او پاسخ درستی را پیدا کرد که کاملاً مناسب بود.
- Das Geschenk passt wie die Faust aufs Auge für seine neue Wohnung.این هدیه کاملاً برای آپارتمان جدیدش مناسب است.