Deklinierte Form
منفعلترین، غیرفعالترین
معانی و تعاریف passivsten:
- رساندن چیزی به نهایت درجه عدم فعالیت، سکون یا بیاثر بودن، اغلب در زمینههای فنی یا علمی برای توصیف وضعیت نهایی.
جملات نمونه برای passivsten:
Das Ziel ist es, die chemische Reaktion bis zum absolut passivsten Zustand zu kontrollieren.
هدف این است که واکنش شیمیایی را تا نهایت حالت غیرفعال کنترل کنیم.
Die Strategie des Unternehmens bestand darin, die Konkurrenz durch aggressive Preisgestaltung zu passivsten.
استراتژی شرکت این بود که با قیمتگذاری تهاجمی، رقبا را به نهایت عدم فعالیت سوق دهد.