aufeinanderpassen
روی هم قرار گرفتن، با هم جور شدن، مطابقت داشتن
Bedeutungen
1
mit etwas Dativ
دو یا چند چیز با هم جور بودن، هماهنگ بودن یا متناسب بودن
- Die Farben der Möbel passen gut aufeinander.رنگهای مبلمان با هم خوب جور هستند.
- Diese beiden Teile passen perfekt aufeinander.این دو قطعه کاملاً روی هم قرار میگیرند.