فعل
پچ کردن، وصله زدن (نرمافزار)
معانی و تعاریف patchen:
- در علوم کامپیوتر، اعمال یک وصله (patch) برای رفع اشکال یا بهبود نرمافزار.
جملات نمونه برای patchen:
Ich habe das Office-System ''gepatcht.''
من سیستم آفیس را پچ کردم.
Wir müssen das System dringend patchen, um Sicherheitslücken zu schließen.
ما باید فوراً سیستم را پچ کنیم تا حفرههای امنیتی را ببندیم.
Der Entwickler hat das Spiel gepatcht, um Bugs zu beheben.
توسعهدهنده بازی را پچ کرد تا اشکالات را برطرف کند.