patinierten
زنگار زده/پوشیده شده (صفت یا گذشته فعل patinieren)
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ)
پوشیده شدن سطح یک ماده (به ویژه فلزات مانند مس یا برنز، یا آثار هنری) با یک لایه نازک و اغلب رنگی ناشی از اکسیداسیون یا واکنش شیمیایی با محیط، که به آن ارزش هنری یا تاریخی میبخشد.
- Die alte Bronzestatue hat über die Jahrhunderte eine wunderschöne grüne Patina patiniert.مجسمه برنزی قدیمی در طول قرنها پتینه سبز زیبایی پیدا کرده است.
- Das Dach aus Kupfer patiniert langsam und entwickelt eine charakteristische Oberflächenstruktur.سقف مسی به آرامی پتینه میگیرد و ساختار سطحی مشخصی پیدا میکند.