patriarchal
پدرسالارانه، متعلق به نظام پدرسالاری
Bedeutungen
1
مربوط به یا مشخصه یک نظام اجتماعی که در آن مردان (به ویژه پدران یا بزرگان خانواده) قدرت اصلی را در اختیار دارند و نقشهای اصلی رهبری سیاسی، اقتدار اخلاقی، کنترل اجتماعی و مالکیت خانواده را بر عهده دارند.
- Seine Erziehung war sehr patriarchalisch geprägt.تربیت او بسیار تحت تأثیر نظام پدرسالارانه بود.
- In vielen Kulturen gibt es noch patriarchalische Strukturen.در بسیاری از فرهنگها هنوز ساختارهای پدرسالارانه وجود دارد.
- Die Entscheidung wurde von den älteren, patriarchalischen Männern der Familie getroffen.این تصمیم توسط مردان مسن و پدرسالار خانواده گرفته شد.