patriarchal

Aussprache: /patʁiˈarçaːl/
Worttrennung: pa·tri·a·r·chal
صفت

پدرسالارانه، متعلق به نظام پدرسالاری

Bedeutungen

1

مربوط به یا مشخصه یک نظام اجتماعی که در آن مردان (به ویژه پدران یا بزرگان خانواده) قدرت اصلی را در اختیار دارند و نقش‌های اصلی رهبری سیاسی، اقتدار اخلاقی، کنترل اجتماعی و مالکیت خانواده را بر عهده دارند.

  • Seine Erziehung war sehr patriarchalisch geprägt.تربیت او بسیار تحت تأثیر نظام پدرسالارانه بود.
  • In vielen Kulturen gibt es noch patriarchalische Strukturen.در بسیاری از فرهنگ‌ها هنوز ساختارهای پدرسالارانه وجود دارد.
  • Die Entscheidung wurde von den älteren, patriarchalischen Männern der Familie getroffen.این تصمیم توسط مردان مسن و پدرسالار خانواده گرفته شد.