patschert

Aussprache: /ˈpatʃɐt/
Worttrennung: pat·schert
صفت

دست و پا چلفتی، ناشی، بی‌عرضه، ناموفق

Bedeutungen

1

به کسی یا چیزی گفته می‌شود که ناشیانه، بی‌دقت و با دست و پا چلفتی عمل می‌کند و اغلب منجر به اشتباه یا شکست می‌شود.

  • Er ist leider etwas patschert und lässt oft Dinge fallen.متاسفانه او کمی دست و پا چلفتی است و اغلب چیزها را می‌اندازد.
  • Ihr patschertes Auftreten bei der Präsentation sorgte für Gelächter.حضور ناشیانه او در ارائه باعث خنده شد.
  • Der patscherte Versuch, den Computer zu reparieren, machte alles schlimmer.تلاش بی‌عرضه برای تعمیر کامپیوتر اوضاع را بدتر کرد.