rauspauken
به سختی بیرون کشیدن، به زحمت نجات دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas rauspauken)
چیزی را (معمولاً اطلاعات، پاسخها) به سرعت و بدون فکر زیاد بیان کردن یا از حفظ گفتن (محاوره، معادل herauspauken).
- Ich musste den ganzen Stoff für die Klausur in einer Nacht rauspauken.من مجبور بودم تمام مطالب را برای امتحان در یک شب از حفظ کنم.
- Er hat versucht, die wichtigsten Fakten für das Referat schnell rauszupauken.او سعی کرد مهمترین حقایق را برای ارائه مطلب به سرعت از حفظ کند.