pausbäckig

Aussprache: /ˈpaʊ̯sˌbɛkɪç/
Worttrennung: paus·bä·ckig
صفت

لپ‌گلی، دارای لپ‌های برجسته

Bedeutungen

1

دارای گونه‌ها یا لپ‌های پر و گرد، که اغلب به ظاهر کودکانه یا سالم اشاره دارد.

  • Das kleine Kind hatte süße, pausbäckige Wangen.کودک کوچک گونه‌های شیرین و لپ‌گلی داشت.
  • Er sah mit seinen pausbäckigen Zügen sehr freundlich aus.او با چهره لپ‌گلی‌اش بسیار دوستانه به نظر می‌رسید.
  • Die alte Dame hatte ein pausbäckiges Gesicht voller Leben.پیرزن صورتی لپ‌گلی و سرشار از زندگی داشت.