paypalen
پرداخت کردن با پیپال
Beispiele
- Ohne Murren hat sie mir die 70 Euro fürs neue Hinterrad ''gepaypalt''.او بدون هیچ اعتراضی ۷۰ یورو را برای چرخ عقب جدید با پیپال پرداخت کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ (optional, for the amount)
پرداخت کردن هزینه کالا یا خدمات از طریق سرویس پرداخت آنلاین پیپال.
- Kannst du mir das Geld bitte paypalen?میتوانی لطفاً پول را برایم پیپال کنی؟
- Ich habe die Rechnung schon gepaypalt.من صورتحساب را قبلاً با پیپال پرداخت کردهام.