peckten
نوک زدند، برداشتند (منطقهای)
Bedeutungen
1
Akkusativ
نوک زدن یا گاز گرفتن مکرر و با شدت کم، غالباً توسط پرندگان یا حیوانات کوچک، یا به صورت استعاری برای انتقاد یا آزار مداوم.
- Die Hühner peckten die Körner vom Boden auf.مرغها دانهها را از روی زمین نوک زدند.
- Er fühlte sich von den ständigen kleinen Angriffen seiner Kollegen wie von einem Schwarm Vögel gepeckt.او احساس میکرد که حملات کوچک و مداوم همکارانش مانند هجوم دستهای پرنده او را آزار میدهد.