pedalieren
پدال زدن، دوچرخهسواری کردن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
با استفاده از پدالها (مثلاً در دوچرخه یا پیانو) حرکت کردن یا صدا تولید کردن.
- Er tritt kräftig in die Pedale, um den Berg zu erklimmen.او برای بالا رفتن از کوه، محکم پدال میزند.
- Die Pianistin pedalierte virtuos durch das Stück.پیانیست با مهارت قطعه را با پدال نواخت.
2
intransitiv (بدون مفعول)
(مجازاً) با تلاش زیاد و مداوم برای رسیدن به هدفی پیش رفتن.
- Wir müssen weiter pedalieren, um das Projekt rechtzeitig abzuschließen.ما باید به تلاشمان ادامه دهیم تا پروژه را به موقع تمام کنیم.
- Nach dem Rückschlag hat er wieder in die Pedale getreten.پس از شکست، او دوباره به تلاش افتاد.