pedalieren

Aussprache: /pedaˈliːʁən/
Worttrennung: pe·da·lie·ren
فعل

پدال زدن، دوچرخه‌سواری کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

با استفاده از پدال‌ها (مثلاً در دوچرخه یا پیانو) حرکت کردن یا صدا تولید کردن.

  • Er tritt kräftig in die Pedale, um den Berg zu erklimmen.او برای بالا رفتن از کوه، محکم پدال می‌زند.
  • Die Pianistin pedalierte virtuos durch das Stück.پیانیست با مهارت قطعه را با پدال نواخت.
2 intransitiv (بدون مفعول)

(مجازاً) با تلاش زیاد و مداوم برای رسیدن به هدفی پیش رفتن.

  • Wir müssen weiter pedalieren, um das Projekt rechtzeitig abzuschließen.ما باید به تلاشمان ادامه دهیم تا پروژه را به موقع تمام کنیم.
  • Nach dem Rückschlag hat er wieder in die Pedale getreten.پس از شکست، او دوباره به تلاش افتاد.