pedalieren
پدال زدن، دوچرخهسواری کردن (شوخیآمیز)
Beispiele
- Wollen wir am Wochenende ''pedalieren?آیا آخر هفته دوچرخهسواری کنیم؟
Bedeutungen
1
intransitiv
با استفاده از پدالها (مثلاً در دوچرخه یا پیانو) حرکت کردن یا صدا تولید کردن.
- Er pedalierte schnell den Berg hinauf.او به سرعت از کوه بالا رکاب زد.
- Der Pianist pedalierte sanft, um den Klang zu verlängern.پیانیست به آرامی پدال زد تا صدا را طولانی کند.
2
intransitiv
(مجازاً) با تلاش زیاد و مداوم برای رسیدن به هدفی پیش رفتن.
- Das Team musste hart pedalieren, um das Projekt abzuschließen.تیم مجبور بود سخت تلاش کند تا پروژه را به پایان برساند.
- Sie pedalierte durch die Schwierigkeiten des Lebens.او از میان مشکلات زندگی با تلاش زیاد عبور کرد.