peinsam
ناراحتکننده، ناخوشایند، با زحمت زیاد
Bedeutungen
1
باعث ناراحتی، دردسر یا زحمت زیاد؛ ناخوشایند و آزاردهنده.
- Es war eine peinsame Angelegenheit, die Wahrheit herauszufinden.بیرون کشیدن حقیقت، امری ناراحتکننده بود.
- Die Reise war lang und peinsam, aber wir kamen schließlich an.سفر طولانی و پرزحمت بود، اما سرانجام رسیدیم.
- Er musste eine peinsame Entscheidung treffen.او مجبور بود تصمیمی دشوار و ناخوشایند بگیرد.