pelzgefüttert

Aussprache: /ˈpɛltsɡəˌfʏtɐt/
Worttrennung: pelz·ge·füt·tert
صفت

آستردار از خز، با آستر خز

Bedeutungen

1

به لباسی (مانند کت، دستکش یا چکمه) اشاره دارد که داخل آن با خز پوشیده شده است تا گرما را حفظ کند.

  • Er trug einen warmen, pelzgefütterten Mantel.او یک پالتوی گرم با آستر خز پوشیده بود.
  • Die Handschuhe waren innen weich und pelzgefüttert.دستکش‌ها از داخل نرم و آستردار از خز بودند.
  • Diese Stiefel sind perfekt für den Winter, da sie pelzgefüttert sind.این چکمه‌ها برای زمستان عالی هستند، چون آستر خز دارند.