der perfekter Mord

Aussprache: /pɛɐ̯ˈfɛktɐ ˈmɔʁt/
Worttrennung: per·fek·ter ·Mord
اسم

قتل بی‌نقص، قتل بی‌عیب و نقص

Bedeutungen

1

عملیات قتل که هیچ مدرک یا سرنخی از قاتل باقی نمی‌گذارد و به گونه‌ای طراحی شده که هیچ‌گاه کشف نشود.

  • Der Detektiv glaubte nicht an den perfekten Mord, denn es gab immer Spuren.کارآگاه به قتل بی‌نقص اعتقاد نداشت، زیرا همیشه سرنخ‌هایی وجود داشت.
  • In diesem Roman versucht der Protagonist, einen perfekten Mord zu begehen.در این رمان، قهرمان تلاش می‌کند تا یک قتل بی‌نقص را مرتکب شود.
  • Die Polizei sucht nach Beweisen, um den perfekten Mord aufzuklären.پلیس به دنبال شواهدی برای روشن کردن پرونده قتل بی‌نقص است.