der perfekter Mord
قتل بینقص، قتل بیعیب و نقص
Bedeutungen
1
عملیات قتل که هیچ مدرک یا سرنخی از قاتل باقی نمیگذارد و به گونهای طراحی شده که هیچگاه کشف نشود.
- Der Detektiv glaubte nicht an den perfekten Mord, denn es gab immer Spuren.کارآگاه به قتل بینقص اعتقاد نداشت، زیرا همیشه سرنخهایی وجود داشت.
- In diesem Roman versucht der Protagonist, einen perfekten Mord zu begehen.در این رمان، قهرمان تلاش میکند تا یک قتل بینقص را مرتکب شود.
- Die Polizei sucht nach Beweisen, um den perfekten Mord aufzuklären.پلیس به دنبال شواهدی برای روشن کردن پرونده قتل بینقص است.