perforieren
سوراخسوراخ کردن، پرفراژ کردن
Beispiele
- Man kann mit einem Laser Blech an der Biegekante ''perforieren,'' um es sehr leicht zu biegen.میتوان ورق فلزی را در لبه خمکاری با لیزر «سوراخسوراخ کرد» تا خیلی راحتتر خم شود.
Bedeutungen
1
Akkusativ
سوراخهای منظم یا نامنظم در چیزی ایجاد کردن (مثلاً کاغذ، فلز)
- Die Maschine perforiert das Papier für die Abreißkanten.دستگاه کاغذ را برای لبههای جداشونده سوراخ میکند.
- Man muss die Folie vor dem Erhitzen perforieren.باید قبل از گرم کردن، فویل را سوراخ کرد.
2
Akkusativ
چیزی را سوراخ کردن یا از آن عبور کردن (مثلاً یک عضو بدن، غشاء)
- Ein Geschoss kann die Lunge perforieren.یک گلوله میتواند ریه را سوراخ کند.
- Der Zahnarzt musste den Zahn perforieren, um den Nerv zu erreichen.دندانپزشک مجبور شد دندان را سوراخ کند تا به عصب برسد.