abperlen

Aussprache: /ˈapˌpɛrlən/
Wortzerlegung: ab·per·len
فعل

(قطرات) غلتیدن و پایین آمدن (مانند مروارید)، (مجازی) بی‌اثر بودن، به کسی برنخوردن

Beispiele

  • Der Regen ''perlte'' an ihrem Mantel ''ab.باران از روی کتش سرازیر شد.
  • Das Wasser ''perlt'' am Zelt ''ab.آب از چادر سرازیر می‌شود.
  • Die Kritik ''perlte'' an ihm ''ab.انتقاد به او بی‌اثر بود (از او سرازیر شد).
  • Sie ließ die Anschuldigungen an sich ''abperlen.او اجازه داد اتهامات به او بی‌اثر بمانند.

Bedeutungen

1 von + Dativ

قطرات مایع از سطحی سر خوردن یا جدا شدن

  • Das Wasser perlt von der Lotusblüte ab.آب از گل نیلوفر آبی سر می‌خورد.
  • Dank der Imprägnierung perlt der Regen vom Mantel ab.به لطف ضدآب بودن، باران از روی پالتو سر می‌خورد.
2 an + Dativ

مجازی: چیزی بی‌تأثیر ماندن، از کسی سر خوردن

  • Kritik perlt an ihm einfach ab.انتقاد به سادگی از او سر می‌خورد و بی‌تأثیر می‌ماند.
  • Die Beleidigungen perlten an ihr ab, sie blieb ruhig.توهین‌ها از او سر خورد، او آرام ماند.