perlokutiv

Aussprache: /pɛʁlokuˈtiːf/
Worttrennung: per·lo·ku·tiv
صفت

پرلوکوشنی (مربوط به اثر کنش گفتاری بر شنونده)

Bedeutungen

1

مربوط به کنش پرلوکوشنی (perlocutionary act)؛ یعنی اثر یا نتیجه‌ای که عمل گفتاری بر شنونده می‌گذارد، مانند ترساندن، متقاعد کردن، یا تحت تأثیر قرار دادن او.

  • Die perlokutive Wirkung seiner Worte war, dass sie zu Tränen gerührt waren.اثر پرلوکوشنی کلمات او این بود که اشک در چشمانشان حلقه زد.
  • Die perlokutive Absicht des Warnrufs war es, die Menschen zur Flucht zu bewegen.قصد پرلوکوشنیِ فریاد هشدار، وادار کردن مردم به فرار بود.
  • Manche Redner sind Meister darin, eine bestimmte perlokutive Wirkung zu erzielen.برخی سخنرانان در دستیابی به یک اثر پرلوکوشنی خاص، استاد هستند.