persönlichkeitslos
فاقد شخصیت، بیشخصیت
Bedeutungen
1
فاقد ویژگیهای شخصیتی متمایز، قوی یا جالب؛ کسی که به راحتی تحت تأثیر دیگران قرار میگیرد یا تقلید میکند و هویت مستقلی ندارد.
- Seine ständige Zustimmung zu allem machte ihn auf eine gewisse Weise persönlichkeitslos.موافقت دائمی او با همه چیز، او را به نوعی بیشخصیت میکرد.
- Die Kritik lautete, dass die neue Politik der Partei zu persönlichkeitslos und ohne klare Linie sei.انتقاد این بود که سیاست جدید حزب فاقد شخصیت و بدون خط مشی روشن است.
- Er wirkte oft etwas persönlichkeitslos, da er immer nur das sagte, was andere hören wollten.او اغلب کمی بیشخصیت به نظر میرسید، زیرا همیشه فقط همان چیزی را میگفت که دیگران میخواستند بشنوند.