perspektivlos

Aussprache: /pɛʁspɛkˈtiːfloːs/
Worttrennung: per·spek·tiv·los
صفت

بدون چشم‌انداز، بی‌افق، ناامیدکننده

Bedeutungen

1

فاقد چشم‌انداز یا امید به آینده؛ ناامیدکننده و بدون دورنما.

  • Die wirtschaftliche Lage ist derzeit perspektivlos.وضعیت اقتصادی در حال حاضر چشم‌انداز روشنی ندارد.
  • Er fühlte sich in seinem Job perspektivlos.او در شغل خود احساس ناامیدی می‌کرد.
  • Eine perspektivlose Zukunft macht vielen Menschen Angst.آینده‌ای بدون چشم‌انداز بسیاری از مردم را می‌ترساند.