pesten
میوزیدند (باد)
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی را با درخواستها یا مزاحمتهای مکرر آزار دادن، اذیت کردن (عامیانه)
- Die Kinder pesten ihre Eltern mit der Frage nach Süßigkeiten.بچهها والدین خود را با سوال درباره شیرینیجات آزار میدهند.
- Hör auf, mich ständig mit deinen Problemen zu pesten!دست از اذیت کردن من با مشکلاتت بردار!
2
(ohne Objekt)
به طاعون مبتلا کردن، طاعون زدن (معنای قدیمی و ادبی)
- Im Mittelalter pestete die Krankheit ganze Landstriche.در قرون وسطی، این بیماری مناطق وسیعی را طاعون زده بود.
- Die Seuche pestete die Bevölkerung und forderte viele Opfer.این بیماری همهگیر جمعیت را طاعون زده بود و قربانیان زیادی گرفت.