pestilenzartig
تعفنآور، گندآلود، چندشآور
Bedeutungen
1
به شدت ناخوشایند، متعفن، یا آلوده، شبیه به چیزی که باعث طاعون یا بیماریهای واگیردار میشود؛ بسیار زننده و حال بهمزن.
- Der Geruch aus dem Müllcontainer war pestilenzartig und unerträglich.بوی سطل زباله تعفنآور و غیرقابل تحمل بود.
- Die Bedingungen in dem alten, vernachlässigten Gebäude waren pestilenzartig.شرایط در آن ساختمان قدیمی و متروکه گندآلود بود.
- Ein pestilenzartiger Gestank hing in der Luft nach dem Chemieunfall.پس از حادثه شیمیایی، بوی زنندهای در هوا موج میزد.