petrifizieren
سنگواره شدن، سنگ شدن، متحجر کردن
Beispiele
- Stehen über die Angaben hinaus, welche Bohrungen auf ''petrifizierten'' Xylit gestoßen sind, weitere Informationen zur Verfügung, so kann man, vom Petrifizierungsgrad ausgehend, weitergehende Untersuchungen anschließen.اگر علاوه بر اطلاعات موجود، اطلاعات بیشتری در مورد اینکه کدام حفاریها به زایلیت سنگوارهشده برخورد کردهاند، در دسترس باشد، میتوان با توجه به درجه سنگوارهشدگی، تحقیقات بیشتری را انجام داد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(چیزی را) سنگواره کردن، متحجر کردن (در زیستشناسی و زمینشناسی)
- Der Prozess der Diagenese kann organische Materie petrifizieren.فرآیند دیاژنز میتواند مواد آلی را سنگواره کند.
- Manche Mineralien können Holz über Millionen von Jahren petrifizieren.برخی مواد معدنی میتوانند چوب را در طول میلیونها سال سنگواره کنند.
2
Akkusativ
(مجازی) خشک و بیروح کردن، بیحرکت کردن
- Die Bürokratie kann kreative Ideen petrifizieren.بوروکراسی میتواند ایدههای خلاقانه را خشک و بیروح کند.
- Seine starre Haltung petrifizierte jede Diskussion.موضعگیری خشک او هر بحثی را بیحرکت میکرد.