petrifizieren

Aussprache: /petriˈfiːt͡siːrən/
Worttrennung: pe·tri·fi·zie·ren
فعل

سنگواره شدن، سنگ شدن، متحجر کردن

Bedeutungen

1 sein (بدون مفعول)

تبدیل شدن به سنگواره، سنگی شدن (در فرآیندهای طبیعی زمین‌شناسی یا زیست‌شناسی).

  • Die Dinosaurierknochen sind über Millionen von Jahren petrifiziert.استخوان‌های دایناسور در طول میلیون‌ها سال سنگواره شده‌اند.
  • Das Holz im Wald ist zu Stein petrifiziert.چوب‌های موجود در جنگل به سنگ تبدیل شده‌اند.
2 haben (Akkusativ)

تبدیل کردن چیزی به سنگواره، سنگی کردن (در فرآیندهای طبیعی یا مصنوعی).

  • Die Chemikalien können organische Materialien petrifizieren.مواد شیمیایی می‌توانند مواد آلی را سنگواره کنند.
  • Der Prozess der Mineralisierung petrifiziert die Überreste von Lebewesen.فرآیند معدنی شدن، بقایای موجودات زنده را سنگواره می‌کند.
3 haben (Akkusativ)

متحجر کردن، خشک و بی‌روح کردن (به صورت مجازی)، مانع پیشرفت یا انعطاف‌پذیری شدن.

  • Starre Regeln können die Kreativität petrifizieren.قوانین خشک و انعطاف‌ناپذیر می‌توانند خلاقیت را متحجر کنند.
  • Seine Angst vor Veränderung hat ihn völlig petrifiziert.ترس او از تغییر، او را کاملاً متحجر کرده بود.