petrifizieren
سنگواره شدن، سنگ شدن، متحجر کردن
Bedeutungen
1
sein (بدون مفعول)
تبدیل شدن به سنگواره، سنگی شدن (در فرآیندهای طبیعی زمینشناسی یا زیستشناسی).
- Die Dinosaurierknochen sind über Millionen von Jahren petrifiziert.استخوانهای دایناسور در طول میلیونها سال سنگواره شدهاند.
- Das Holz im Wald ist zu Stein petrifiziert.چوبهای موجود در جنگل به سنگ تبدیل شدهاند.
2
haben (Akkusativ)
تبدیل کردن چیزی به سنگواره، سنگی کردن (در فرآیندهای طبیعی یا مصنوعی).
- Die Chemikalien können organische Materialien petrifizieren.مواد شیمیایی میتوانند مواد آلی را سنگواره کنند.
- Der Prozess der Mineralisierung petrifiziert die Überreste von Lebewesen.فرآیند معدنی شدن، بقایای موجودات زنده را سنگواره میکند.
3
haben (Akkusativ)
متحجر کردن، خشک و بیروح کردن (به صورت مجازی)، مانع پیشرفت یا انعطافپذیری شدن.
- Starre Regeln können die Kreativität petrifizieren.قوانین خشک و انعطافناپذیر میتوانند خلاقیت را متحجر کنند.
- Seine Angst vor Veränderung hat ihn völlig petrifiziert.ترس او از تغییر، او را کاملاً متحجر کرده بود.