pfändbar

Aussprache: /ˈpfɛntbaːɐ̯/
Worttrennung: pfänd·bar
صفت

قابل توقیف، قابل ضبط

Beispiele

  • Das Pflegegeld ist grundsätzlich nicht ''pfändbar'', außer für die Abgeltung von Pflegeleistungen.کمک هزینه مراقبت اساساً قابل توقیف نیست، مگر برای جبران هزینه‌های مراقبت.

Bedeutungen

1

اشاره به اموال یا دارایی‌هایی که طبق قانون می‌توانند برای پرداخت بدهی توقیف یا مصادره شوند.

  • Nur pfändbare Vermögenswerte können zur Tilgung der Schulden herangezogen werden.تنها دارایی‌های قابل توقیف می‌توانند برای تسویه بدهی‌ها مورد استفاده قرار گیرند.
  • Die Bank prüfte, welche Sicherheiten pfändbar waren, bevor sie den Kredit genehmigte.بانک قبل از تایید وام، بررسی کرد که کدام وثیقه‌ها قابل توقیف هستند.