pfahlartig
مانند چوب، ستونمانند
Bedeutungen
1
دارای شکلی بلند، باریک و معمولاً عمودی شبیه به یک تیرک یا ستون چوبی.
- Die Pfahlbauten standen auf langen, pfahlartigen Stelzen im Wasser.خانههای روی آب روی پایههای بلند و ستونمانند در آب قرار داشتند.
- Der Zaun wurde mit pfahlartigen Holzstücken verstärkt.حصاری با قطعات چوبی تیرکمانند تقویت شد.
- Die Pflanze hatte einen dicken, pfahlartigen Stamm.گیاه ساقهای ضخیم و تیرکمانند داشت.