pfannkuchengroß

Aussprache: /ˈp͡fanˌkʊçn̩ˌɡʁoːs/
Worttrennung: pfann·ku·chen·groß
صفت

به اندازه پنکیک

Bedeutungen

1

دارای اندازه‌ای شبیه به یک پنکیک معمولی؛ معمولاً گرد و نسبتاً تخت.

  • Er bestellte einen riesigen Pfannkuchen, der fast pfannkuchengroß war.او یک پنکیک غول‌پیکر سفارش داد که تقریباً به اندازه یک پنکیک بود.
  • Die Pizza war nicht groß, eher pfannkuchengroß.پیتزا بزرگ نبود، بلکه بیشتر به اندازه یک پنکیک بود.
  • Sie malte ein Bild, das ungefähr pfannkuchengroß war.او نقاشی‌ای کشید که تقریباً به اندازه یک پنکیک بود.