zurückpfeifen

Aussprache: /t͡suˈrʏkˌpfaɪ̯fn̩/
Worttrennung: zu·rück·pfei·fen
فعل

با سوت فراخواندن، متوقف کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas zurückpfeifen)

کسی یا چیزی را با سوت یا صدا به عقب فراخواندن یا بازگرداندن.

  • Der Trainer pfiff den Spieler zurück, weil er zu weit vorgelaufen war.مربی بازیکن را با سوت فراخواند زیرا بیش از حد جلو رفته بود.
  • Mit einem lauten Pfiff pfiff der Schaffner die Reisenden zurück, die noch nicht eingestiegen waren.با یک سوت بلند، مسئول قطار مسافرانی را که هنوز سوار نشده بودند، به عقب فراخواند.
2 Akkusativ (jemanden / etwas zurückpfeifen)

به صورت مجازی، کسی را از انجام کاری بازداشتن یا منصرف کردن؛ عقب کشیدن (دستور، تصمیم).

  • Die Eltern pfiffen ihre Kinder mit einem strengen Blick zurück.والدین با نگاهی تند، فرزندانشان را از کاری که می‌کردند بازداشتند.
  • Der Minister musste seine umstrittene Entscheidung zurückpfeifen.وزیر مجبور شد تصمیم بحث‌برانگیز خود را پس بگیرد.