pfenniggroß
به اندازه یک پنی (سکه قدیمی آلمانی)
Bedeutungen
1
بسیار کوچک، به اندازهی سکه قدیمی پنی آلمان.
- Ein kleiner, pfenniggroßer Fleck war auf dem Hemd zu sehen.یک لکه کوچک به اندازه پنی روی پیراهن دیده میشد.
- Die Knöpfe waren nur pfenniggroß und sehr zierlich.دکمهها فقط به اندازه پنی بودند و بسیار ظریف بودند.
- Er fand einen pfenniggroßen Stein am Strand.او سنگی به اندازه پنی در ساحل پیدا کرد.