فعل
در جای تنگ و متراکم جا دادن، چپاندن
معانی و تعاریف pferchen:
- (حیوانات را) در آغل یا محوطه کوچک جمع کردن، به زور در جایی تنگ جا دادن.
- (مجازاً) افراد یا اشیاء را به زور و فشرده در فضای کوچکی جا دادن.
جملات نمونه برای pferchen:
Der Bauer ''pferchte'' alle Hühner in einen winzigen Stall.
کشاورز تمام مرغها را در یک طویله کوچک چپاند.
Die Franzosen begnügen sich mit rund 17 qm, die Japaner mit nur zwölf und die Briten ''pferchen'' ihre Bürohengste in London auf knapp zehn qm.
فرانسویها به حدود ۱۷ متر مربع رضایت میدهند، ژاپنیها به تنها دوازده متر مربع و بریتانیاییها کارمندان دفتری خود را در لندن در فضایی کمتر از ده متر مربع چپاندهاند.
Der Schäfer pferchte die Schafe in den Stall.
چوپان گوسفندان را در آغل جمع کرد.