durchpflügen
شخم زدن، از میان گذشتن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas durchpflügen)
شخم زدن کامل یک قطعه زمین با گاوآهن؛ یا به طور کلی، از میان چیزی (مانند آب، برف، گل) با قدرت و به سختی گذشتن.
- Der Bauer pflügt das Feld vor der Aussaat durch.کشاورز قبل از کاشت، زمین را شخم میزند.
- Das Schiff pflügte sich durch die hohen Wellen.کشتی از میان امواج بلند گذشت.
2
Akkusativ (etwas durchpflügen)
به صورت مجازی، از میان جمعیت یا انبوهی از چیزها با قدرت گذشتن؛ یا چیزی را به دقت و با جزئیات بررسی کردن.
- Er musste sich durch die Menschenmenge durchpflügen.او مجبور بود از میان جمعیت عبور کند.
- Der Ermittler durchpflügte die Akten nach Hinweisen.بازرس پروندهها را برای یافتن سرنخها به دقت بررسی کرد.