auspflügen
شخم زدن و بیرون آوردن (از خاک)، کندن (با شخم)
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas auspflügen)
شخم زدن کامل یک زمین، یا با شخم چیزی را از زمین بیرون آوردن (مانند سنگ یا ریشه).
- Der Bauer pflügte die Steine aus dem Feld.کشاورز سنگها را با شخم از زمین بیرون آورد.
- Wir müssen die alten Wurzeln auspflügen, bevor wir neu säen.ما باید ریشههای قدیمی را قبل از کاشت مجدد شخم بزنیم و بیرون بیاوریم.
2
Akkusativ (etwas auspflügen)
چیزی را از بین بردن یا محو کردن (با تلاش زیاد، مانند شخم زدن).
- Er versuchte, seine Fehler aus der Vergangenheit auszupflügen.او سعی کرد اشتباهات گذشته خود را از بین ببرد.
- Diese schlechten Gewohnheiten müssen wir vollständig auspflügen.ما باید این عادات بد را به طور کامل از بین ببریم.