pflegen

Aussprache: /ˈpfleːɡn̩/
Wortzerlegung: pfle·gen
فعل

مراقبت کردن، نگهداری کردن، عادت داشتن به کاری

Bedeutungen

1 Akkusativ

پرستاری کردن، مراقبت کردن (از بیمار، سالمند، کودک یا حیوان)

  • Sie pflegt ihre kranke Mutter zu Hause.او از مادر بیمارش در خانه پرستاری می‌کند.
  • Krankenschwestern pflegen die Patienten rund um die Uhr.پرستاران شبانه‌روزی از بیماران مراقبت می‌کنند.
2 Akkusativ

نگهداری کردن، حفظ کردن، رسیدگی کردن (به باغ، ماشین، ظاهر، روابط، سنت‌ها)

  • Er pflegt seinen Garten sehr sorgfältig.او به باغش با دقت زیادی رسیدگی می‌کند.
  • Wir müssen gute Beziehungen zu unseren Nachbarn pflegen.ما باید روابط خوبی را با همسایگانمان حفظ کنیم.
3 sich

رسیدگی به بهداشت و ظاهر خود (به صورت انعکاسی)

  • Er legt viel Wert darauf, sich gut zu pflegen.او اهمیت زیادی می‌دهد که به ظاهر و بهداشت خود خوب رسیدگی کند.
  • Sie pflegt sich regelmäßig mit hochwertigen Produkten.او بانتظام با محصولات باکیفیت به پوست و بدن خود رسیدگی می‌کند.
4 Infinitiv mit zu

عادت داشتن به انجام کاری، معمولاً کاری را انجام دادن (ساختار رسمی)

  • Mein Großvater pflegt nach dem Mittagessen spazieren zu gehen.پدربزرگم عادت دارد بعد از ناهار پیاده‌روی کند.
  • Wie man so schön zu sagen pflegt, Übung macht den Meister.همان‌طور که معمولاً می‌گویند، کار نیکی کردن از پر کردن است.