pflegen
مراقبت کردن، نگهداری کردن، عادت داشتن به کاری
Bedeutungen
1
Akkusativ
پرستاری کردن، مراقبت کردن (از بیمار، سالمند، کودک یا حیوان)
- Sie pflegt ihre kranke Mutter zu Hause.او از مادر بیمارش در خانه پرستاری میکند.
- Krankenschwestern pflegen die Patienten rund um die Uhr.پرستاران شبانهروزی از بیماران مراقبت میکنند.
2
Akkusativ
نگهداری کردن، حفظ کردن، رسیدگی کردن (به باغ، ماشین، ظاهر، روابط، سنتها)
- Er pflegt seinen Garten sehr sorgfältig.او به باغش با دقت زیادی رسیدگی میکند.
- Wir müssen gute Beziehungen zu unseren Nachbarn pflegen.ما باید روابط خوبی را با همسایگانمان حفظ کنیم.
3
sich
رسیدگی به بهداشت و ظاهر خود (به صورت انعکاسی)
- Er legt viel Wert darauf, sich gut zu pflegen.او اهمیت زیادی میدهد که به ظاهر و بهداشت خود خوب رسیدگی کند.
- Sie pflegt sich regelmäßig mit hochwertigen Produkten.او بانتظام با محصولات باکیفیت به پوست و بدن خود رسیدگی میکند.
4
Infinitiv mit zu
عادت داشتن به انجام کاری، معمولاً کاری را انجام دادن (ساختار رسمی)
- Mein Großvater pflegt nach dem Mittagessen spazieren zu gehen.پدربزرگم عادت دارد بعد از ناهار پیادهروی کند.
- Wie man so schön zu sagen pflegt, Übung macht den Meister.همانطور که معمولاً میگویند، کار نیکی کردن از پر کردن است.