anpflocken
به میخ بستن، با میخ محکم کردن، طناب بستن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas/jemanden anpflocken)
چیزی را با میخ یا طناب به زمین محکم کردن؛ حیوانی را با طناب به یک میخ یا پایه بستن.
- Der Gärtner pflockte die jungen Bäume an, damit sie nicht umfallen.باغبان درختان جوان را با قیم (میخ) محکم کرد تا نیفتند.
- Wir haben den Hund an einen kurzen Strick angepflockt.ما سگ را به یک بند کوتاه بستیم.