pfotenartig
پنجهمانند، شبیه پنجه
Bedeutungen
1
دارای شکلی یا ساختاری شبیه به پنجه حیوانات.
- Die Wurzeln des Baumes hatten eine pfotenartige Ausbreitung.ریشههای درخت شکلی پنجهمانند داشتند.
- Der Künstler formte eine pfotenartige Skulptur aus Ton.هنرمند مجسمهای پنجهمانند از گل رس ساخت.
- Die Spuren im Schnee waren klein und pfotenartig.ردپاها در برف کوچک و پنجهمانند بودند.