pfropften
پیوند زدند (شکل صرف شده فعل)
Bedeutungen
1
Akkusativ (پیوندک) auf + Akkusativ (پایه)
در باغبانی و گیاهشناسی: پیوند زدن یک شاخه یا جوانه (پیوندک) به گیاه دیگر (پایه) برای رشد و تولید مثل.
- Der erfahrene Gärtner pfropfte seltene Rosensorten auf robuste Unterlagen.باغبان باتجربه انواع کمیاب رز را بر روی پایههای مقاوم پیوند زد.
- Manche Obstbäume werden durch Pfropfen vermehrt, um gewünschte Eigenschaften zu erhalten.برخی درختان میوه از طریق پیوند زدن تکثیر میشوند تا خصوصیات مطلوب حفظ شوند.
2
Akkusativ
به طور مجازی یا استعاری، چیزی را به زور در جایی وارد کردن یا جا دادن؛ پر کردن.
- Der Autor versuchte, zu viele Handlungsstränge in den Roman zu pfropfen, was ihn unübersichtlich machte.نویسنده تلاش کرد تا خطوط داستانی زیادی را در رمان بگنجاند، که آن را گیجکننده کرد.
- Manche Lehrer neigen dazu, den Schülern eine Fülle von Informationen auf einmal aufzupfropfen.برخی معلمان تمایل دارند حجم زیادی از اطلاعات را یکباره به دانشآموزان تحمیل کنند.