phänomenologisch
پدیدارشناختی
Bedeutungen
1
مربوط به پدیدارشناسی، مکتب فلسفی که بر مطالعه ساختارهای تجربه و آگاهی از دیدگاه اول شخص تمرکز دارد.
- Er hat eine phänomenologische Analyse des Bewusstseins durchgeführt.او یک تحلیل پدیدارشناختی از آگاهی انجام داده است.
- Die phänomenologische Methode versucht, die Dinge so zu sehen, wie sie erscheinen.روش پدیدارشناختی تلاش میکند تا اشیاء را همانطور که ظاهر میشوند، ببیند.
- Dieses Buch bietet eine phänomenologische Betrachtung von Angst.این کتاب نگاهی پدیدارشناختی به ترس ارائه میدهد.