phantasieren

Aussprache: /fantaˈziːrən/
Wortzerlegung: phan·ta·sie·ren
فعل

خیال‌پردازی کردن، هذيان گفتن

Bedeutungen

1 intransitiv

خیال‌پردازی کردن، در عالم خیال بودن، رویاپردازی کردن

  • Kinder phantasieren oft von Abenteuern.بچه‌ها اغلب درباره ماجراجویی‌ها خیال‌پردازی می‌کنند.
  • Er sitzt oft am Fenster und phantasiert vor sich hin.او اغلب کنار پنجره می‌نشیند و با خودش خیال‌پردازی می‌کند.
2 intransitiv

داستان‌های غیرواقعی تعریف کردن، توهم داشتن (به دلیل بیماری یا تب)

  • Der Patient phantasierte im Fieber von seltsamen Dingen.بیمار در تب از چیزهای عجیب و غریب توهم داشت.
  • Hör auf zu phantasieren und erzähl die Wahrheit!دست از داستان‌سرایی بردار و حقیقت را بگو!