phosphoreszieren

Aussprache: /ˌfɔsfoʁɛsˈtsiːʁən/
Wortzerlegung: phos·pho·res·zie·ren
فعل

فسفرسانس نشان دادن، در تاریکی نورانی شدن (پس از تابش نور)

Beispiele

  • Umgekehrt können Stoffe, die für gewöhnlich nicht ''phosphoreszieren'' oder fluoreszieren, in niederen Temperaturen dies in sehr lebhafter Weise thun.“ (1893)برعکس، موادی که معمولاً فسفرسانس یا فلورسانس نشان نمی‌دهند، می‌توانند در دماهای پایین این کار را به طرز بسیار زنده‌ای انجام دهند.» (۱۸۹۳)

Bedeutungen

1 (intransitiv)

پس از جذب انرژی (معمولاً نور)، برای مدتی نور ساطع کردن (نور پس‌تابی).

  • Die Zeiger der Uhr phosphoreszieren im Dunkeln, nachdem sie Licht ausgesetzt waren.عقربه‌های ساعت پس از قرار گرفتن در معرض نور، در تاریکی فسفرسانس می‌کنند.
  • Einige Mineralien können nach Bestrahlung noch lange phosphoreszieren.برخی از مواد معدنی می‌توانند پس از تابش نور برای مدت طولانی فسفرسانس کنند.